سطح C2فعل

vermessen

اندازه‌گیری کردن

English: to measure

صرف فعل vermessen

حال
er vermisst
گذشته‌ی ساده
vermaß
پرفکت
hat vermessen
امری
vermiss! / vermesst!
  • ich vermesse
  • du vermisst
  • er/sie/es vermisst
  • wir vermessen
  • ihr vermesst
  • sie vermessen

جمله‌ی مثال با vermessen

  • Hast du es vermessen?

    آیا اندازه‌اش را گرفتی؟

«vermessen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.