سطح C2فعل

verarzten

معالجه‌ی سطحی کردن

English: to patch up, to treat superficially

صرف فعل verarzten

حال
er verarztet
گذشته‌ی ساده
verarztete
پرفکت
hat verarztet
امری
verarzt! / verarztet!
  • ich verarzte
  • du verarztest
  • er/sie/es verarztet
  • wir verarzten
  • ihr verarztet
  • sie verarzten

جمله‌ی مثال با verarzten

  • Ein Arzt kann sich nicht selbst verarzten.

    پزشک نمی‌تواند خودش را درمان کند.

«verarzten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.