سطح B2فعل

verabreichen

تجویز کردن/خوراندن دارو

English: to administer, to give (medicine)

صرف فعل verabreichen

حال
er verabreicht
گذشته‌ی ساده
verabreichte
پرفکت
hat verabreicht
امری
verabreiche! / verabreicht!
  • ich verabreiche
  • du verabreichst
  • er/sie/es verabreicht
  • wir verabreichen
  • ihr verabreicht
  • sie verabreichen

جمله‌ی مثال با verabreichen

  • Die Krankenschwester wird Ihnen jetzt die Tabletten verabreichen.

    پرستار اکنون قرص‌ها را به شما می‌دهد (تجویز می‌کند).

مترادف و متضاد

مترادف

«verabreichen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.