بیگناهانه، بدون تقصیر
English: without fault, innocently
Er hat unverschuldet seinen Job verloren.
او بدون تقصیر خودش شغلش را از دست داد.
«unverschuldet» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.