غیرقابل تحمل، تحمیلناپذیر
English: unbearable, intolerable
Landeschefs entpuppten sich wegen kruder Äußerungen als untragbar.
مسئولان استانی به خاطر اظهارنظرهای بیپردهشان غیرقابلتحمل شناخته شدند.
«untragbar» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.