سطح B2اصطلاح

unterstellt sein

زیرمجموعه بودن

English: to be subordinate, to be under

جمله‌ی مثال با unterstellt sein

  • Diese Abteilung ist dem Chef direkt unterstellt.

    این بخش مستقیماً زیرمجموعه رئیس است.

«unterstellt sein» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.