سطح C2صفت

ungemütlich

ناراحت، نامطبوع

English: uncomfortable, unpleasant

جمله‌ی مثال با ungemütlich

  • Mary fühlte sich ungemütlich.

    مری احساس معذب بودن می‌کرد.

«ungemütlich» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.