کشفنشده، ناشناخته
English: undiscovered, unknown
Tom schlich sich unentdeckt ins Klassenzimmer.
تام بدون اینکه دیده شود، یواشکی وارد کلاس شد.
«unentdeckt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.