بیدردسر، آسوده
English: unmolested, undisturbed
Er blieb unbehelligt von den Fragen der Journalisten.
او از پرسشهای خبرنگاران آسوده ماند.
«unbehelligt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.