سطح C2فعل

umzingeln

محاصره کردن

English: to surround, to encircle

صرف فعل umzingeln

حال
er umzingelt
گذشته‌ی ساده
umzingelte
پرفکت
hat umzingelt
امری
umzingel! / umzingelt!
  • ich umzingele
  • du umzingelst
  • er/sie/es umzingelt
  • wir umzingeln
  • ihr umzingelt
  • sie umzingeln

جمله‌ی مثال با umzingeln

  • Die Polizei umzingelte das Gebäude.

    پلیس ساختمان را محاصره کرد.

«umzingeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.