سطح C2فعل

umprogrammieren

بازنویسی کردن

English: to reprogram

صرف فعل umprogrammieren

حال
er programmiert um
گذشته‌ی ساده
programmierte um
پرفکت
hat umprogrammiert
امری
programmier um! / programmiert um!
  • ich programmiere um
  • du programmierst um
  • er/sie/es programmiert um
  • wir programmieren um
  • ihr programmiert um
  • sie programmieren um

جمله‌ی مثال با umprogrammieren

  • Der Techniker muss das Gerät umprogrammieren.

    تکنسین باید دستگاه را دوباره برنامه‌نویسی کند.

«umprogrammieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.