سطح C2فعل

trotzen

سرپیچی کردن، نافرمانی کردن

English: to defy, to resist

صرف فعل trotzen

حال
er trotzt
گذشته‌ی ساده
trotzte
پرفکت
hat getrotzt
امری
trotze! / trotzt!
  • ich trotze
  • du trotzt
  • er/sie/es trotzt
  • wir trotzen
  • ihr trotzt
  • sie trotzen

جمله‌ی مثال با trotzen

  • Wie kannst du es wagen, mir zu trotzen!

    چطور جرات می‌کنی با من مخالفت کنی!

«trotzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.