سطح C2فعل

tratschen

غیبت کردن، پچه کردن

English: to gossip

صرف فعل tratschen

حال
er tratscht
گذشته‌ی ساده
tratschte
پرفکت
hat getratscht
امری
tratsche! / tratscht!
  • ich tratsche
  • du tratschst
  • er/sie/es tratscht
  • wir tratschen
  • ihr tratscht
  • sie tratschen

جمله‌ی مثال با tratschen

  • Hör auf zu tratschen.

    دست از غیبت بردار.

«tratschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.