سطح C1فعل

trümmern

خرد کردن، ویران کردن

English: to shatter, demolish

صرف فعل trümmern

حال
er trümmert
گذشته‌ی ساده
trümmerte
پرفکت
hat getrümmert
امری
trümmer! / trümmert!
  • ich trümmere
  • du trümmerst
  • er/sie/es trümmert
  • wir trümmern
  • ihr trümmert
  • sie trümmern

جمله‌ی مثال با trümmern

  • Die Explosion zertrümmerte das alte Gebäude.

    انفجار ساختمان قدیمی را خرد کرد.

«trümmern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.