دست به جیب شدن
English: to dig deep into one's pockets
Für das Auto musste er tief in die Tasche greifen.
برای ماشین مجبور شد دست به جیب شود.
«tief in die Tasche greifen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.