سطح A1فعل

telefonieren

تلفن کردن

English: to telephone, to call

صرف فعل telefonieren

حال
er telefoniert
گذشته‌ی ساده
er telefonierte
پرفکت
er hat telefoniert
امری
telefoniere! / telefoniert!
  • ich telefoniere
  • du telefonierst
  • er/sie/es telefoniert
  • wir telefonieren
  • ihr telefoniert
  • sie telefonieren

جمله‌ی مثال با telefonieren

  • Er telefoniert mit seiner Mutter.

    او با مادرش تلفن می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«telefonieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.