سطح C2فعل

tasten

لمس کردن، دست‌یازی

English: to touch, to feel

صرف فعل tasten

حال
er tastet
گذشته‌ی ساده
tastete
پرفکت
hat getastet
امری
tast! / tastet!
  • ich taste
  • du tastest
  • er/sie/es tastet
  • wir tasten
  • ihr tastet
  • sie tasten

جمله‌ی مثال با tasten

  • Er tastete im Dunkeln nach dem Lichtschalter.

    او در تاریکی به دنبال کلید چراغ دست‌یازی کرد.

«tasten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.