سطح C2فعل

töpfern

سفالگری کردن، گل‌سازی کردن

English: to do pottery, model clay

صرف فعل töpfern

حال
er töpfert
گذشته‌ی ساده
töpferte
پرفکت
hat getöpfert
امری
töpfere! / töpfert!
  • ich töpfere
  • du töpferst
  • er/sie/es töpfert
  • wir töpfern
  • ihr töpfert
  • sie töpfern

جمله‌ی مثال با töpfern

  • Sie töpfert am Wochenende gern.

    او آخر هفته‌ها دوست دارد سفالگری کند.

«töpfern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.