سطح C2فعل

stutzen

مکث کردن، شگفت‌زده شدن

English: to pause, to be startled

صرف فعل stutzen

حال
er stutzt
گذشته‌ی ساده
stutzte
پرفکت
hat gestutzt
امری
stutze! / stutzt!
  • ich stutze
  • du stutzt
  • er/sie/es stutzt
  • wir stutzen
  • ihr stutzt
  • sie stutzen

جمله‌ی مثال با stutzen

  • Er stutzte, als er die Nachricht hörte.

    وقتی خبر را شنید، مکث کرد.

«stutzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.