سطح C1فعل

strömen

روان شدن، جاری شدن

English: to flow, to stream

صرف فعل strömen

حال
er strömt
گذشته‌ی ساده
strömte
پرفکت
ist geströmt
امری
ströme! / strömt!
  • ich ströme
  • du strömst
  • er/sie/es strömt
  • wir strömen
  • ihr strömt
  • sie strömen

جمله‌ی مثال با strömen

  • Täglich strömen Touristen auf den Markusplatz.

    هر روز گردشگران به میدان سن مارکو سرازیر می‌شوند.

«strömen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.