بنیانگذاشتن، اهدا کردن
English: to establish, to donate
Er stiftete dem Museum ein wertvolles Gemälde.
او یک نقاشی ارزشمند به موزه اهدا کرد.
«stiften» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.