سطح C1فعل

stiften

بنیان‌گذاشتن، اهدا کردن

English: to establish, to donate

صرف فعل stiften

حال
er stiftet
گذشته‌ی ساده
stiftete
پرفکت
hat gestiftet
امری
stifte! / stiftet!
  • ich stifte
  • du stiftest
  • er/sie/es stiftet
  • wir stiften
  • ihr stiftet
  • sie stiften

جمله‌ی مثال با stiften

  • Er stiftete dem Museum ein wertvolles Gemälde.

    او یک نقاشی ارزشمند به موزه اهدا کرد.

«stiften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.