سطح C2فعل

steifen

سفت کردن، آهار زدن

English: to stiffen, to starch

صرف فعل steifen

حال
er steift
گذشته‌ی ساده
steifte
پرفکت
hat gesteift
امری
steif! / steift!
  • ich steife
  • du steifst
  • er/sie/es steift
  • wir steifen
  • ihr steift
  • sie steifen

جمله‌ی مثال با steifen

  • Sie steifte den Kragen mit Stärke.

    او یقه را با نشاسته سفت کرد.

«steifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.