سطح B2صفت

stationär

بستری (در بیمارستان)

English: inpatient, stationary

جمله‌ی مثال با stationär

  • Sie wurde stationär aufgenommen.

    او به صورت بستری پذیرش شد.

  • Eine stationäre Behandlung ist in diesem Fall dringend notwendig.

    درمان به صورت بستری در این مورد فوراً ضروری است.

مترادف و متضاد

«stationär» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.