سطح B1فعل

stürzen

سقوط کردن، فرو ریختن

English: to fall, to collapse

صرف فعل stürzen

حال
er stürzt
گذشته‌ی ساده
stürzte
پرفکت
ist gestürzt
امری
stürze! / stürzt!
  • ich stürze
  • du stürzt
  • er/sie/es stürzt
  • wir stürzen
  • ihr stürzt
  • sie stürzen

جمله‌ی مثال با stürzen

  • Ich habe Tom nicht stürzen sehen.

    من ندیدم تام بیفتد.

«stürzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.