سطح C2فعل

sponsoren

حمایت مالی کردن

English: to sponsor, to fund

صرف فعل sponsoren

حال
er sponsort
گذشته‌ی ساده
sponsorte
پرفکت
hat gesponsort
امری
sponsor! / sponsort!
  • ich sponsore
  • du sponsorst
  • er/sie/es sponsort
  • wir sponsoren
  • ihr sponsort
  • sie sponsoren

جمله‌ی مثال با sponsoren

  • Die Firma sponsort das lokale Fußballteam.

    شرکت از تیم فوتبال محلی حمایت مالی می‌کند.

«sponsoren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.