سطح C1فعل

spitzen

نوک زدن، تیز کردن

English: to sharpen, to point

صرف فعل spitzen

حال
er spitzt
گذشته‌ی ساده
spitzte
پرفکت
hat gespitzt
امری
spitz! / spitzt!
  • ich spitze
  • du spitzt
  • er/sie/es spitzt
  • wir spitzen
  • ihr spitzt
  • sie spitzen

جمله‌ی مثال با spitzen

  • Tom stolpert übern spitzen Stein.

    تام روی سنگ تیز زمین می‌خورد.

«spitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.