سطح A1فعل

snowboarden

اسنوبورد سواری کردن

English: to snowboard

صرف فعل snowboarden

حال
er snowboardet
گذشته‌ی ساده
er snowboardete
پرفکت
er hat gesnowboardet
امری
snowboard! / snowboardet!
  • ich snowboarde
  • du snowboardest
  • er/sie/es snowboardet
  • wir snowboarden
  • ihr snowboardet
  • sie snowboarden

جمله‌ی مثال با snowboarden

  • Er snowboardt im Gebirge.

    او در کوهستان اسنوبورد سواری می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«snowboarden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.