سطح C1فعل

simulieren

شبیه‌سازی کردن

English: to simulate

صرف فعل simulieren

حال
er simuliert
گذشته‌ی ساده
simulierte
پرفکت
hat simuliert
امری
simulier! / simuliert!
  • ich simuliere
  • du simulierst
  • er/sie/es simuliert
  • wir simulieren
  • ihr simuliert
  • sie simulieren

جمله‌ی مثال با simulieren

  • Maria forderte mich auf, ihren Geliebten zu simulieren.

    ماریا از من خواست که نقش معشوقش را بازی کنم.

«simulieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.