تحت فشار قرار دادن، بازخواست کردن
English: to take to task, to grill
Der Chef knöpft sich den faulen Azubi vor.
رئیس شاگرد تنبل را تحت فشار قرار میدهد.
«sich vorknöpfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.