سطح C1فعل

sich einmischen in

مداخله کردن در

English: to interfere in, to meddle in

جمله‌ی مثال با sich einmischen in

  • Du solltest dich nicht in ihre Angelegenheiten einmischen.

    تو نباید در کارهای او مداخله کنی.

«sich einmischen in» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.