مداخله کردن در
English: to interfere in, to meddle in
Du solltest dich nicht in ihre Angelegenheiten einmischen.
تو نباید در کارهای او مداخله کنی.
«sich einmischen in» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.