سطح C2فعل

schwenken

چرخاندن، تکان دادن

English: to swing, wave

صرف فعل schwenken

حال
er schwenkt
گذشته‌ی ساده
schwenkte
پرفکت
hat geschwenkt
امری
schwenk! / schwenkt!
  • ich schwenke
  • du schwenkst
  • er/sie/es schwenkt
  • wir schwenken
  • ihr schwenkt
  • sie schwenken

جمله‌ی مثال با schwenken

  • Alle begannen ihre Fahnen zu schwenken.

    همه شروع کردند به تکان دادن پرچم‌هایشان.

«schwenken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.