سطح B2فعل

schwarzfahren

بدون بلیط سفر کردن (با وسیله نقلیه عمومی)

English: to ride without a ticket

صرف فعل schwarzfahren

حال
er fährt schwarz
گذشته‌ی ساده
er fuhr schwarz
پرفکت
ist schwarzgefahren
امری
fahr schwarz! / fahrt schwarz!
  • ich fahre schwarz
  • du fährst schwarz
  • er/sie/es fährt schwarz
  • wir fahren schwarz
  • ihr fahrt schwarz
  • sie fahren schwarz

جمله‌ی مثال با schwarzfahren

  • Er hat im Bus schwarzgefahren.

    او بدون بلیط با اتوبوس سفر کرد.

«schwarzfahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.