سطح C2فعل

schnitzen

تراشیدن، منبت‌کاری کردن

English: to carve, to whittle

صرف فعل schnitzen

حال
er schnitzt
گذشته‌ی ساده
schnitzte
پرفکت
hat geschnitzt
امری
schnitz! / schnitzt!
  • ich schnitze
  • du schnitzt
  • er/sie/es schnitzt
  • wir schnitzen
  • ihr schnitzt
  • sie schnitzen

جمله‌ی مثال با schnitzen

  • Kakaosteine kann man schnitzen.

    سنگهای کاکائو را میتوان تراشید.

«schnitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.