سطح C2فعل

schlummern

چُرت زدن، نیمه‌خواب بودن

English: to doze, to slumber

صرف فعل schlummern

حال
er schlummert
گذشته‌ی ساده
schlummerte
پرفکت
hat geschlummert
امری
schlummere! / schlummert!
  • ich schlummere
  • du schlummerst
  • er/sie/es schlummert
  • wir schlummern
  • ihr schlummert
  • sie schlummern

جمله‌ی مثال با schlummern

  • Das Baby schlummert friedlich in seinem Bettchen.

    نوزاد آرام در گهواره‌اش نیمه‌خواب است.

«schlummern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.