سطح C2فعل

schlafwandeln

خوابگردی کردن

English: to sleepwalk

صرف فعل schlafwandeln

حال
er schlafwandelt
گذشته‌ی ساده
schlafwandelte
پرفکت
hat geschlafwandelt
امری
schlafwandel! / schlafwandelt!
  • ich schlafwandele
  • du schlafwandelst
  • er/sie/es schlafwandelt
  • wir schlafwandeln
  • ihr schlafwandelt
  • sie schlafwandeln

جمله‌ی مثال با schlafwandeln

  • Er schlafwandelt jede Nacht durch die Wohnung.

    او هر شب در خانه خواب‌گردی می‌کند.

«schlafwandeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.