سطح B1فعل

scheiden

جدا شدن، طلاق دادن

English: to separate, to divorce

صرف فعل scheiden

حال
er scheidet
گذشته‌ی ساده
schied
پرفکت
hat geschieden
امری
scheid! / scheidet!
  • ich scheide
  • du scheidest
  • er/sie/es scheidet
  • wir scheiden
  • ihr scheidet
  • sie scheiden

جمله‌ی مثال با scheiden

  • Ich ließ mich scheiden.

    طلاق گرفتم.

«scheiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.