سطح C1فعل

schaufeln

بیل زدن

English: to shovel

صرف فعل schaufeln

حال
er schaufelt
گذشته‌ی ساده
schaufelte
پرفکت
hat geschaufelt
امری
schaufele! / schaufelt!
  • ich schaufele
  • du schaufelst
  • er/sie/es schaufelt
  • wir schaufeln
  • ihr schaufelt
  • sie schaufeln

جمله‌ی مثال با schaufeln

  • Erst schaufeln, dann scheffeln.

    اول کار کن، بعد پول در بیاور.

«schaufeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.