آفریدن / خلق کردن
English: to create, accomplish
Der Künstler hat ein einzigartiges Werk geschaffen.
این هنرمند یک اثر منحصر به فرد آفرید.
متضاد
«schaffen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.