سطح C1فعل

söhnen

آشتی دادن

English: to reconcile

صرف فعل söhnen

حال
er söhnt
گذشته‌ی ساده
söhnte
پرفکت
hat gesöhnt
امری
söhn! / söhnt!
  • ich söhne
  • du söhnst
  • er/sie/es söhnt
  • wir söhnen
  • ihr söhnt
  • sie söhnen

جمله‌ی مثال با söhnen

  • Er versuchte, die Brüder zu söhnen.

    او تلاش کرد برادران را آشتی دهد.

«söhnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.