سطح C2فعل

runzeln

چین دادن، اخم کردن

English: to wrinkle, furrow

صرف فعل runzeln

حال
er runzelt
گذشته‌ی ساده
runzelte
پرفکت
hat gerunzelt
امری
runzle! / runzelt!
  • ich runzle
  • du runzelst
  • er/sie/es runzelt
  • wir runzeln
  • ihr runzelt
  • sie runzeln

جمله‌ی مثال با runzeln

  • Hör auf, die Stirn zu runzeln!

    انقدر اخم نکن!

«runzeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.