سطح C2فعل

rubbeln

ساییدن، مالش دادن

English: to rub, to scrub

صرف فعل rubbeln

حال
er rubbelt
گذشته‌ی ساده
rubbelte
پرفکت
hat gerubbelt
امری
rubble! / rubbelt!
  • ich rubble
  • du rubbelst
  • er/sie/es rubbelt
  • wir rubbeln
  • ihr rubbelt
  • sie rubbeln

جمله‌ی مثال با rubbeln

  • Du musst das Etikett kräftig rubbeln, damit es abgeht.

    باید برچسب را محکم بمالی تا کنده شود.

«rubbeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.