سطح C2فعل

rosten

زنگ زدن

English: to rust

صرف فعل rosten

حال
er rostet
گذشته‌ی ساده
rostete
پرفکت
hat gerostet
امری
rost! / rostet!
  • ich roste
  • du rostest
  • er/sie/es rostet
  • wir rosten
  • ihr rostet
  • sie rosten

جمله‌ی مثال با rosten

  • Fertigkeiten rosten ein, wenn man sich ihrer nicht bedient.

    من باید سگ را می‌بستم تا گاز نگیرد.

«rosten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.