سطح C2فعل

ritzen

خراشیدن، شیار انداختن

English: to scratch, score

صرف فعل ritzen

حال
er ritzt
گذشته‌ی ساده
ritzte
پرفکت
hat geritzt
امری
ritze! / ritzt!
  • ich ritze
  • du ritzt
  • er/sie/es ritzt
  • wir ritzen
  • ihr ritzt
  • sie ritzen

جمله‌ی مثال با ritzen

  • Er ritzte seinen Namen in die Bank.

    او نامش را روی نیمکت خراشید.

«ritzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.