سطح C2فعل

rindern

فحل شدن، التهاب

English: to be in heat (cattle)

صرف فعل rindern

حال
er rindert
گذشته‌ی ساده
rinderte
پرفکت
hat gerindert
امری
rinder! / rindert!
  • ich rindere
  • du rinderst
  • er/sie/es rindert
  • wir rindern
  • ihr rindert
  • sie rindern

جمله‌ی مثال با rindern

  • Die Kuh rindert, also ist sie bereit zur Paarung.

    گاو ماده فحل شده است، یعنی آماده جفت‌گیری است.

«rindern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.