بلاغی، سخنورانه
English: rhetorical
Tom merkte schnell, dass er Johannes rhetorisch nicht gewachsen war.
تام زود فهمید که از نظر فن بیان به یوهانس نمیرسد.
«rhetorisch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.