محافظهکار، خویشتندار
English: reserved, restrained
Er wirkte bei dem Treffen eher reserviert.
او در جلسه نسبتاً خویشتندار به نظر میرسید.
«reserviert» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.