سطح C2فعل

reaktivieren

فعال کردن دوباره

English: to reactivate

صرف فعل reaktivieren

حال
er reaktiviert
گذشته‌ی ساده
reaktivierte
پرفکت
hat reaktiviert
امری
reaktiviere! / reaktiviert!
  • ich reaktiviere
  • du reaktivierst
  • er/sie/es reaktiviert
  • wir reaktivieren
  • ihr reaktiviert
  • sie reaktivieren

جمله‌ی مثال با reaktivieren

  • Wir müssen den alten Account reaktivieren.

    باید حساب قدیمی را دوباره فعال کنیم.

«reaktivieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.