سطح C1فعل

rankommen

رسیدن، دسترسی داشتن

English: to get to, to reach

صرف فعل rankommen

حال
er kommt ran
گذشته‌ی ساده
kam ran
پرفکت
ist rangekommen
امری
komm ran! / kommt ran!
  • ich komme ran
  • du kommst ran
  • er/sie/es kommt ran
  • wir kommen ran
  • ihr kommt ran
  • sie kommen ran

جمله‌ی مثال با rankommen

  • Kannst du an das Regal rankommen?

    می‌توانی به قفسه برسی؟

«rankommen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.