سطح C2فعل

ranken

پیچ‌خوردن، رونده شدن

English: to climb, to twine

صرف فعل ranken

حال
er rankt
گذشته‌ی ساده
rankte
پرفکت
hat gerankt
امری
ranke! / rankt!
  • ich ranke
  • du rankst
  • er/sie/es rankt
  • wir ranken
  • ihr rankt
  • sie ranken

جمله‌ی مثال با ranken

  • Um Tom und Maria ranken sich Gerüchte.

    درباره‌ی تام و ماریا شایعه‌هایی پیچیده است.

«ranken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.