خودفروشی کردن، تنفروشی کردن
English: to prostitute oneself
Sie prostituierte sich, um ihre Kinder zu ernähren.
او برای تأمین مخارج فرزندانش تنفروشی میکرد.
«prostituieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.